|
هل من ناصر ینصرنی؟
وقت طهارتی دیگر است؟
قلم اینبار تیمم کن
دجله و فرات در بندند نا مردمان باز نامردی روا داشتند تشنگی را تاب آر ،یاوری کن یار حق را
بنویس از رشادت ها وپهلوانی ها،سجده کن و نام نامی حسین و زینب و عباس را تحریر کن
.قلم نگاه کن ،هلال ماه خونین است ،آسمان غمبار..
.باز خشکی لبان علی اصغر ،باز رقیه ی بی تاب،کودکان پا برهنه ،صدای العطش که از سینه های سوخته برخاسته...
قلم گریه کن.ضجه و شیون به پا کن.از اشک امان مخواه.بگذار ببارد .سیل شود .ویران کند که مدفون شدن عشق نزدیک است تا ظلم با همه ی رذالتش بر خاک خون گرفته سایه افکند...
قلم تیمم کن که آب نیست .تشنگی را تاب آر.یاوری کن یار حق را
که ندایی تورا می خواند:
هل من ناصر ینصرنی؟
+ نوشته شده به عشق حاج همت در بیست و یکم دی 1386ساعت 4:4  توسط دلسپرده ی همت
|