|
سلام به همه ي همتي ها
يه مدتي توفيق نوشتن و دردودل كردن باحاجي ازم گرفته شد امابازم حاجي بامعرفتي كرد و گذاشت بيام و ادامه بدم از همه ي خواهر برادراي عزيزم كه تو اين مدت سراغي از ما گرفتن تشكر ميكنم و اميدوارم زير سايه ي شهدا و اهل بيت هميشه سربلند باشن درضمن يه سري از وبلاگها رو پيوند دادم تا اونجايي كه يادم بود. عزيزاني كه قبلا پيشنهاد تبادل لينك دادن و الان تو پيوندها نيستن بذارن به حساب حواس پرتي ما نه بي معرفتيمون . هر عزيزي كه مايله به ما افتخار بده كه پيوندش بديم كامنت بذاره...التماس دعا ...ياحق
يه روزي يه عابر ازم پرسيد :چرا همت؟چي شد كه دل به همت سپردي؟...
بار اول يه عكس و دو تا چشم .دو تا چشمي كه با همه ي چشمها فرق ميكرد با خودم گفتم خدايا اين دوتا چشم يه چيزي دارن كه تو هيچ چشمي نديدم .نفهميدم چي بود .زيادم پي ش رو نگرفتم.اما محبت اون تصوير با اون دوتا چشم قشنگ تو دلم نشست .گذشت .يه روز كه داشتم تو قطعه ي شهدا ميگشتم چشمم افتاد به چندتا قبر كه بلند تر از بقيه بودن رفتم جلو رفتم .اسم سردار شهيد حاج همت رو كه ديدم دلم لرزيد صاحب اون دو تا چشم به خاطر همين يه ذره محبت من بهش چه محبتي بهم داد اون اجازه داده بود بيام سر مزارش ....
كتاب يادگاران همت رو كه خوندم ديگه شدم ديوونه ي همت.معتاد اين كتاب شدم تا چند وقت روزي چند بار ميخوندمش چقدر دلم غم داشت اون روزا آرزوم بود يه بار فقط يه بار ببينمش .... از اون موقع ها تقريبا يه سال و نيم ميگذره ...چند وقت پيش يه فيلم از زندگي حاجي از زبون همسر بزرگوارش ميديم به نام سردار خيبر اونجا بود كه فهميدم سر چشماي حاجي چيه .همسر حاجي ميگفت يه بار با يه حالت خاصي نگاهم كرد به دلم اومد كه بگم تو ميخواي با اين نگاهت منو از راه به در كني اما زبونم گفت :تو بالاخره از طريق اين چشمها شهيد ميشي...حاجي يكه خورد و پرسيد چرا؟گفتم آخه خدا به اين چشمها هم جمال داده هم كمال ..اين چشمها در راه خدا بيداري زياد گشيده اشكم زياد ريخته ...همونم شد حاجي رو وقتي آوردن چشمهاش رفته بود........
انگار حتي خدا هم عاشق چشمها ي همته ديگه من كي باشم كه مقاومت كنم؟ميدونم هنوزم هيچي از شخصيت حاجي نميدونم .خود حاجي گفته يه روزي من شهيد ميشم بدون اينكه كسي بفهمه همت كي بود...و ميدونم كه منم هنوز نميدونم او كي بود. اما اينو ميدونم كه به گردن من و امثال من حق زياد داره كه تا الان حتي يك صدمشم ادا نكردم من حتي حق محبتشم ادا نكردم ...برام دعا كنيد دعا كنيد بتونم ذره اي از حقي كه حاجي به گردنم داره اداكنم و بعد مردنم حتي اگه جهنمي هم بودم خدا بذاره يه لحظه فقط به لحظه چشمهاي افلاكيه حاجي رو از نزديك ببينم.....
+ نوشته شده به عشق حاج همت در بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 15:38  توسط دلسپرده ی همت
|