تبليغاتX
حاج همت شقایق پرپر
 
درباره وبلاگ

از طرف من به جوانان بگوييد چشم شهيدان و تبلور خونشان به شما دوخته شده است
به پا خيزيد و اسلام خود را در يابيد. ( حاج همت )

قلم وضو بگير
قلم فرياد و فرياد صد آه و افغان هزاران ناله و غوغا !قلم بنال !خون دل بريز بر توسن عشق ركاب
بزن و با آه و درد بنويس.بنويس از خباثت ها و از جنايتها از خون آشامان و ضحاكان.
قلم بنويس از رشادت ها از شجاعت ها از دلا وري ها و دلدادگيها!
بر پيكر دشت خون بنويس!از خون دل قلم!دلي كه بي دل گشته و خوني كه به وسعت دلدادگي
گلبرگ شقايق پر پر گشته است.
اي دل بنال!
اي قلم فرياد كن!
اي آه بسوز و اي اشك داغ داغ بر گونه ي تفتيده بريز!
قلم بنال!دل ناليده اشك چكيده صحراي جان سوخته و عشق بي فرياد آرميده!
در آرامشي با هزاران فرياد درون!



نظرسنجي
كد نظرسنجي در اينجا
پيوندها

گالري قالب وبلاگ
حاج همت
ابراهیم در آتش
حرم دل
عاشقان وصال
`رو قلب ما نوشته...
حسین تشنه لب
سفر کرده
بیم موج
دفتر کاهی
شخصی نویس
کانال ماهی
غروب شلمچه
خاکریز
لابقاءبلافراق
زندگی زیباست
کیمیای قلم
عدالت جو
یک جرعه عطش
عشق است به آسمان پریدن
مشترک مورد نظر
عمق دلتنگیها
تنهاترین سردار
چراغ
یاس نبی
من دوباره زنده شدم
یک فیلمساز جوان
شاید این جمعه بیاید شاید....
ما نیز دلی شکسته داریم ای دوست...
سکوت
اتحاد ملی انسجام اسلامی
صراط منیر
زمینی که میخواد آسمونی باشه
عطر نرگس
زده ام فالی و فریاد رسی می آید...
بوسه گاه سیمینوف
و پیامی در راه...
یاس کبود
عدالتجو2
تا ملکوت
عرش و عشق
راه آسمانی
تفحص سیره ی شهدا
دل شکسته

همتی ها

انجمن طراحان ايران
چراغ
پله پله تاخدا
زائر بقیع
من و گل نرگس
نسیمی از بهشت
گل نرگس
نسل سرخ
کربلا کعبه دلها
شلمچه
حاج همت سردار عاشورایی
حاج همت
ابراهیم در آتش
انتظارفرج
حرم دل
عشاق
عاشقان وصال

آرشيو همتی ها

آمار وبلاگ
كل بازديد ها :

سلام به همه ی دوستان عزیزم .متاسفانه یه مدته که یه آفت اومده توی وبلاگهای مذهبی که با حرفای کثیفش میخواد قداست این وبها رو به بازی بگیره من نظراتم رو تاییدی کردم اما به خاطر مشکل مرورگرم نمیتونم زود به زود نظرات تایید شده رو چک کنم .ممکنه تا یه مدت طولانی تو نت نیام تا مشکل مرورگرم حل بشه.دعا کنید هرکی هر شری به اسلام و شهدا داره به خودش برگرده .در ضمن از وبهایی که پیشنهاد تبادل لینک دادن هم واقعا شرمنده ام.مرورگرم که درست شد حتما حتما مفتخر به لینک این وبها خواهم شد .التماس دعا.یاحق

 

كوه پرسيد ز رود

زير اين سقف كبود

 راز ماندن در چيست ؟     گفت :در رفتن من  

كوه پرسيد و من؟           گفت: در ماندن تو

بلبلي گفت: ومن ؟         خنده اي كرد و بگفت :در غزلخواني تو

آه از آن آبادي

كه در آن كوه رود،

 رود، مرداب شود،

و در آن بلبل سرگشته سرش را به گريبان ببرد ،

و نخواند ديگر،

من و تو بلبل و كوه و روديم

راز ماندن جز، در خواندن من ،ماندن تو،رفتن ياران سفركرده مان نيست ،بدان

 

خاطرات بزرگمرد

 

چقدر دوست داشتم امام عقدمان كند.تنها خواهشم همين بود.گفت«هرچيز ديگه اي بخواهيد دريغ نميكنم فقط خواهش ميكنم از من نخواهيد كه لحظه اي از عمر اين مرد رو صرف خودم كنم.من نميتونم سر پل صراط جواب بدم»

 

تا بسيجي ها را ميديد ميدويد طرفشان .آنها هم.حاجي براي بچه ها يا يك پدر بود يا يه پسر ويا يك برادر.بعد از چند روز دوري مثل اينكه گمشده اي را پيدا كرده باشند دست ميكشيدند به سر و دوش حاجي و اورا مي بوييدند.

 

وقتي ميگفت فلان ساعت مي آيم مي آمد .بيشتر وقتها قبل از اينكه زنگ بزند در را باز ميكردم.ميخنديد.

 

پول نداشتم.روم نميشد به ابراهيم بگويم آخر گفتم پول خرد داري به من بدي؟اگه خواستم تاكسي سوار بشم...دست كرد توي جيبش مضطرب شد گفت صبر كن الان برميگردم.رفت و برگشت و پانصد تومان داد بهم ....بعد ها ديدم توي دفتر يادداشتش نوشته بود بدهكار است.اسم طرف و تاريخ آن روز را هم نوشته بود.نوشته بود كه يادش نرود.

 

در را باز كردم.توي تاريكي ايستاده بود.گفت :«خجالت ميكشم » و اومد توي روشنايي .زير چراغ كوچه.سرتاپا گلي بود...

 

وقتي مريض ميشديم چقدر بالاي سرمان گريه ميكرد .ميگفتم حالا از اين مريضي كه نميميريم ...گريه ميكرد.

 

 

 

 

 



+ نوشته شده به عشق حاج همت در  دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:50  توسط  دلسپرده ی همت 
مطالب گذشته
باز این چه شورش است
و باز هم دلتنگی...
قربون اون موقع ها قربون اون صفاتون دست منم بگیرید دلم تنگه براتون
بیا باز هم یاد لشکر کنیم...

والسُابقون السُابقون اولئک المقرُبون...
بسم رب شهدا...یکی بود یکی نبود...
سر دل خویش را چه گویم باتو چون عالم سر والخفیات تویی
من از دلواپسی های غریب زندگی دلواپسی دارم
خدا یا هر کس از تو حاجتی میطلبد من آمده ام ز تو تو را میخواهم(پیر هرات)
ای حسینی مسلکان یاران خاموش امام تا شما بودید هرشب ماجرایی داشتیم....
امشب برایم از دل بی همزبان بگو باید نماز گریه بخوانم اذان بگو
بسی گفتند و گفتیم از شهیدان شهیدان را شهیدان میشناسند

ادامه ی سفرنامه ی سفر به خاک آسمانی
نقداخراجی ها
الهي از من آهي و از تو نگاهي
گفتم کجا؟گفتا به خون.....
الهی دستمان گیر که دستگیری نداریم
خاطرات بزرگمرد
براي افزايش آمار وبلاگتان مي توانيد لينك خود را ، به لينك باكس ارسال كنيد .

CopyRight http://hajhemmat1368.blogfa.com .:. Tamplate Design by : GHALEBKADEH