|
نمي خواستم بنويسم .ميترسيدم محكوم بشم به خشك مقدس بودن تا اينكه امروز سر مزار حاجي ديدم يكي از باقي مونده هاي 8 سال دفاع مقدس يه عده جوون رو دور خودش جمع كرده و داره از ته دل ضجه ميزنه :كجا تو جبهه معتاد راه دادن ؟كدوم دزدي پاش به عمليات ميرسيد ؟اينا رو باور نكنيد تا لقمه حلال نباشه دل خدايي نميشه ....ديدم حق اونايي كه ادعا ميكنم دوستشون دارم داره ضايع ميشه و من جرئت نوشتن ندارم.((قلم بايد به حالت خون گريست))مينويسم حتي اگه متهم بشم به خشك مذهبي بودن گفتن حرفايي كه مدتها رو دلم مونده حتي ارزش فيلتر شدن رو هم داره.نه اشتباه نكنيد !من جوگير نشدم .من به حق رسيدم اونم نه امروز از وقتي اين فيلم رو ديدم ولي امروز فهميدم نگفتن حق حتي از دروغ گفتن هم بدتره...
نميخوام بگم اون زمان همه عالي بودن و بدون عيب خيلي ها بودن كه خوب نبودن و با اومدن توي جبهه ها درست شدن ولي اين فيلم خيلي اغراق داشت اونم اغراق مغرضانه .نميگم هركي رفت و شهيد شد از بدو تولد كربلايي بود و عاشق حسين ولي تا دلش حسيني نشد پرواز نكرد.به قول شهيد آويني :گناهكاران را در اين قافله راهي نيست.آقاي دهنمكي !تويي كه ادعاي جبهه رفتنت ميشه بسيج رو قبل از رفتن به جبهه كلي تعليم رزمي ميدادن مگه ميشه يه معتاد پاش به عمليات باز بشه ؟مغرض بودن كارگردان جاي ديگه هم معلومه اصل مجيد سوزوكي و مصطفي كه شربت ميخورن شهيد ميشن !خيلي ظريف تشبيه شربت شهادت كه در وصيت نامه ي خيلي از شهدا به كار برده شده به استهزا كشيده ميشه (قبل از اينكه بگيد برو بابا بي جنبه ي عقب مونده يه كمي روي اين حرفم فكر كنيد.)نميگم غير ممكنه كسي مثل مجيد سوزوكي وجود داشته باشه .بله بودن كسايي كه با همين عشق ها خاكي يه افلاك رسيدن چون دل پاك بوده ولي اين فيلم حتي اونها رو هم به مسخره گرفته.لحظه ي شهادت هميشه لحظه اي سرشار از معنويته لحظه ي وصل پس از فراقي طولاني .داستان لحظه ي شهادت فرهاد نصيري رو در وب عاشقان وصال بخونيد(اين وبلاگ لينك شده )اونم يه بسيجي معمولي بود سردار نبود .پدر و مادرشم خيلي معمولين من كامل ميشناسمشون .ولي فرهاد وقتي به خدا ميرسه با حال و هواي يه عاشق سختي كشيده او رو در آغوش ميكشه .بعد هم يه لبخند به روي محبوب و پرواز به سوي او....ولي اينجا هيچ رنگ و بويي از معنويت نبود.همه چيز طنز بود.اما هر چيزي شوخي بردار نيست .نميگم همه ي فيلم دروغ بود كه اگر بگم تند رفتم .بودن كسايي هم كه با اهداف غير خدايي وارد جبهه ها ميشدن .حالا هم همونا به اعتبار شهدا ميزها رو چسبيدن و فكر ميكنن تا ابد زنده اند.امروز وقتي داشتم فكر ميكردم يادم افتاد ايران هرچي داره از شهداست .اين تعارف نيست .حقيقت محضه .يه لحظه خنده نبايد باعث بشه عقايدم رو زير پام له كنم و غفلت و ترس رو ياد قلمم بدم .حالا كه گفتيم بذار تا آخرش بگيم .آقاي رئيس جمهور من از تو گله دارم . تويي كه بهت ميگن رجائي زمان، تويي كه رزمنده بودي و جبهه رو ديدي، براي تو تنها درست بودن كار خودت كافي نيست تو بايد قدرت درست كردن كار يه كشور رو داشته باشي اگه نداشتي نبايد اين مسئوليت رو قبول ميكردي .چرا بايد شهدا كه همه چيز ما هستن اينطور منافقانه حقشون ضايع بشه اونوقت تو لبخند به لبت باشه و ايران گردي كني و طرفدار جمع كني ؟از حق كسايي كه خيلي گردنمون حق دارن بايد دفاع كرد.بايد مثل امام تو دهني زد .بايد مثل صياد كه چه سياست مدارانه چهره ي بني صدر رو نشون ميده و در مجلسي كه بني صدر بدون نام خدا شروع به حرف زدن ميكنه ،با ذكر دليل صحبت نميكنه،چهره ي منافق رو نشون داد.بايد مثل متوسليان زد تو گوش منافق ويا مثل همت دل منافق رو هم برد و هدايتش كرد .اگر مرد ميدون نيستي بگو تا همه بدونن لقب رجايي براي تو سنگينه و ممكنه كمرت روبشكنه ......حتي يكي بلند نشد بگه اين فيلم فقط جنبه ي طنز داشت .كارگردان هم كه از خدا خواسته مياد تو تلوزيون و ميگه همش واقعيت بود.!!!
اونايي كه بايد حرف بزنن يا صداشون به جايي نميرسه يا غافلن و حواسشون نيست ويا سرشون به حساب بانكي هاشون گرمه.فقط از خدا ميخوام به حق آيه ي(( ومكرو ومكرالله ولله خيرماكرين)) چهره ي منافق رونشون بده و شرش رو به خودش برگردونه به خوبا هم كه دارن مثل شمع آب ميشن صبر بده و به امثال منم كمك كنه تا همرنگ جماعت نشيم.
((الهم عجل لوليك الفرج)) 
در هر حال اینا نظرات من بود اگر کسی هست که مخالفه خیلی دوست دارم نظرش رو صریحا بیان کنه خدا رو چه دیدید شاید قانع شدم
التماس دعا ياحق
+ نوشته شده به عشق حاج همت در یکم اردیبهشت 1386ساعت 18:27  توسط دلسپرده ی همت
|