|
قلم تيمم كن!
قلم تيمم كن بر دشتي تفتيده !با خود تراش عشق بر دل خراش ده!بر دل بگو كه آه!
آه از غمي جانكاه!
غمي به وسعت دريا!
دريايي به بلنداي آسمان!
آسماني به گستردگي ابر!
ابري توام با رعد!رعدي به غرش دل هاي شكسته!
قلم تيمم كن بر سرزمين عشق!
بر طبل دلدادگان بكوب!
ليلي و مجنون را بگو كه خسرو و شيرين را خبر كنندتا كه از ديوانگان عشق جنون بياموزند!
صداي تيشه ي بيستون را بگو كه خريدار ندارد!
بگو به خسرو و مجنون كه خسروان و مجنونان درياي عشق پيكر خويش در راه معشوق تراشيدند و بي آه جگر سوز شهد وصال معشوق را گوارا سر كشيدند و از آن نوشيدن مست جام الست شدند. یا سالار تشنه لب ادرکنی
+ نوشته شده به عشق حاج همت در چهارم بهمن 1385ساعت 22:18  توسط دلسپرده ی همت
|