|
بسم رب الرحیم
امروز دلم گرفت .نه براي حسين و زينب و رقيه سه ساله و نه براي قاسم تازه دامادو نه حتي براي سقاي تشنه لب و علي اكبر جوان.امروز دلم براي خدايم گرفت.امروز آسمان چشمانم براي لب تشنه گان محرم نه بلكه براي خدايم باريد .براي خداي مظلومم.دلم از نامردي هاي روزگار پرخون شد.دلم از بي مرامي ها گرفت .دلم از دلهاي سياه پر از نفرت شد.از حماقت ها دلگير شدم.از اينكه حق خداي مهربانم را در جايي ضايع مي كنند كه نه شرابي هست ونه شهوتي ونه هيچ لهو و لعبي.در جايي كه نام نامي حسين است و زينب و عباس و رقيه حق خداي مرا پايمال مي كنند.خداي حسين را رها مي كنند و خود حسين را خدا مي خوانند.بندگي خداي زينب را منكر مي شوند و بنده ي زينب ميشوند و زينب كبري میشود خدايشان.و هيچكس در برابر اين همه ياوه و كفردم بر نمي آورد. اي اهالي شهر تاريك جهل.زينب جز بندگي خدا نكرد و حسين جان و مال و ناموسش رادر راه او داد او را در يابيد كه حسين و زينب هر آنچه داشتند فدايش كردند.امروز بي هيچ ترديدي و براي تمام عمرم مي گويم فقط خدا فقط و فقط خدا ي زينب و حسين و زهرا و علي و محمد(ص).و در حاشيه نام او نام اين بندگان مخلصش را روي قلبم حك مي كنم. والسلام

+ نوشته شده به عشق حاج همت در سی ام دی 1385ساعت 3:10  توسط دلسپرده ی همت
|